سینماتوگراف

 

پیمان معادی در مقام کارگردان نخستین فیلمش را با وسواس و دقت نظر کافی ساخته است.او که پیش ازین فیلمنامه نویس بوده و اقلا کافه ستاره را میتوان از کارهای خوب او نام برد حالا فیلمنامه خودش را با جزئیات و تنشها و شخصیت پردازی قابل قبولی به مرحله اجرا درآورده و نتیجه کارش فیلمی آبرومند شده است, آبرومند ازین جهت که هم فیلمنامه خوبی دارد و هم اجرای درست و تاثیر گذاری و نهایتا برف روی کاجها جزء معدود فیلمهای خوب امسال قرار میگیرد. در سینمایی که سالانه حدود 90-80فیلم دولتی ساخته میشود تا کارنامه ظاهرا پری برای مسئولان درست کند و متاسفانه اکثرا آثار متوسط و ضعیف از کار در می آیند  ؛  حضور یک جوان تازه کار فیلم اولی را باید غنیمت شمرد که به اندازه خود سعی در ارتقاء سطح سینمای ایران می کند.

برف .. سیاه و سفید فیلمبرداری شده است چرا که کارگردان آنرا چنین دیده است و آنقدر جسارت داشته که دنیای ذهنی قهرمانش-رویا - را چنین تصور نماید و رنگ را از آن حذف کند و دراین وضعیت کمبود سالن که به فیلمهای رنگی هم سالن نمیرسد چنین ریسکی تنها زمانی منطقی است که ساختار قصه و نحوه روایت فیلم آنقدر قوی باشد که فقدان رنگ اصلا فراموش شود و معادی خوشبختانه این هنر را داشته است.تنهایی تم اصلی فیلم است و خیانت وسیله ایست که این مفهوم را برجسته نماید.رویا درست در وسط شرایطی که فکر می کند همه چیز مرتب است خود را غرق تنهایی می یابد.او معلم پیانوست و خیلی خونسرد وبا اطمینان در حال آموزش که ناگهان خبر رابطه علی-شوهرش-را  با نسیم شاگردش میشنود و گنگ و گیج ناباورانه با آن رودررو میشود.ابتدا سعی دارد باور نکند تا اینکه علی آن پیغام تلفنی و اعتراف به خیانت را می گذارد.حالا این رویاست که همانند مریم بانو در بانوی مهرجویی باید تنهایی را مزمزه کند و با تلخی آن خو کند تا تکلیف خودش را با خودش اقلا روشن نماید و به فردیت برسد.این وسط از مریم –ویشکا آسایش-و شوهرش-بهروز- شاکی است که این موضوع را علی رغم نسبت دوستی و فامیلی ؛ مخفی کرده اند .اینجا دو گمان وجود دارد :یکی اینکه این زوج از روی پنهان کاری و ریاکاری قضیه را مخفی کرده اند  و یا اینکه بخاطر برپا نشدن جنجال و جلوگیری از نابودی زندگی آنها مسئله را بازگو نکرده اند ,از طرفی مریم دائما با رویاست و قضیه شوهر او را میداند اما پنهان می کند و اگر آدمی به نزدیکترین دوست خود نتواند اطمینان کند پس دیگر اعتمادی نمی ماند و در نبود اعتماد به دوستان است که گاهی اعتماد به غریبه ها –نریمان برادر همسایه روبرویی-اثر بخش تر است.درست در لحظاتی که اوج تنهایی و فرسایش رویاست ؛سروکله نریمان-با بازی همیشه جذاب صابر ابر-پیدا میشود و با آن دیالوگهای خاص-شما همیشه در خونتون بازه ؟ و آن شیطنتها و شوخی ها یش روحیه تازه ایی به رویا می دهد.نریمان کار خاصی نمی کند فقط خل بازیها و صداقتش بشدت رویا را تحت تاثیر قرار می دهد و اینجاست که رویا اعتراف می کند قلبش بعد از سالها برای اولین بار تپیدن گرفته است.

در مورد شخصیت علی اطلاعات چندانی نداریم چون اکثر زمان فیلم حضور ندارد اما میتوان گفت او هم خیلی ازین وضع خشنود نیست و وجدان درد دارد و معتقد است که ناگهان همانند معتادان در این وضع افتاده است.نه میتوان او را تبرئه نمود و نه صرفا محکوم.هرکس باید مسئولیت عمل خود را بپذیرد و تاوانش را بدهد اما او آدم پررو و هوس بازی نیست و در انتهای فیلم می آید تا تاوان خطایش را هرچه باشد بدهد و انتخاب نهایی را بر عهده رویا می گذارد.او به رویا حق میدهد که هر تصمیمی درباره خطای او بگیرد و در واقع فردیت و شخصیت رویا را به رسمیت می شناسد.با توجه به اینکه اعتراف علی بعد از لو رفتن قضیه رخ می دهد نمیتوان بدرستی فهمید که اگر جریان لو نمی رفت آیا او ادامه می داد یا نه؟ در پیام تلفنی به رویا هم میگوید:"بیشتر ازین نمی خواهد دروغ بگوید" همین گفته اش تناقض دارد زیرا جریان قبلا لو رفته است ؛و این نکته موجب میشود بیننده برای رویا این حق را قائل شود که او برای آینده خود تصمیم بگیرد واو را محق بداند در انتخاب آینده خود ولو اینکه علی در آن جایی نداشته باشد.

سالها زندگی رویا با علی و اعتمادش به او به همین راحتی برباد میرود و رویا در مواجهه با نریمان است که تازه متوجه میشود سالهای طولانی است که او و شوهرش هیچ حسی بهم ندارند ؛این فقدان عشقی با فقدان رنگ در فیلم بخوبی تبلور می یابد و در صحنه ایی هم که عکس رویا و علی را در قاب بصورت فلو می بینیم؛جلوه گر میشود. از بعد شخصیت پردازی رویا  این نکته مهم است که او هنگامی که  جریان را می فهمد جنجال راه نمی اندازد و ترجیح می دهد ماجرا را از زبان خود علی بشنود و بعد تصمیم بگیرد . رویا دست به انتقام گرفتن هم نمی زند و رابطه او با نریمان بطور تصادفی شکل گرفته است.این ویژگی ها او را تا حد زیادی به شخصیت نزدیک می کند چرا که اغلب زنان که تیپ هستند بلافاصله  با داد و فریاد و ناله فغان برخورد می کنند و اغلب  حتی حاضر به جدایی هم نمیشوند و کماکان  به زندگی از روی ناچاری ادامه می دهند.مسئله تنهایی از معضلات بزرگ بشر امروز است و علی و رویا هم با وجودیکه به طبقات نسبتا مرفه تعلق دارند این مشکل را دارند کمااینکه علی که پزشک است باآن سن و سال به عشق خام دختر نوجوانی که شاگرد همسرش است  و نامزد هم دارد جواب مثبت می دهد ,این نیاز و عدم درک و روزمرگی و فقدان عشق و روی آوردن پنهانی به دیگری در هر شرایط و سن و سالی از بحرانهای عمیق جامعه ما حکایت دارد ؛آنجا که حتی پزشکی به دخترکی که جای دخترش است هم رحم نمی کند و انگار مسابقه ایی هست که هر که بیشتر با زنان  متعدد در سنین مختلف و چهره ها و سایزهای گوناگون ارتباط داشته باشد موفق تر و برنده تر است!این مسئله به شکل ارزشی کاذب در زیر پوست جامعه درآمده و خانواده ها را براحتی تهدید می کند و چه بسا براحتی از هم می پاشاند. این معضل درمانی ندارد مگر با تغییر نگرشها و ارزشهای کاذب و البته یافتن راهی برای حل مسئله تنهایی و از بین بردن روزمرگی  و کاهش بحرانهای اجتماعی.

اهمیت برف روی کاجها در شیوه روایت آنست .کارگردان اصلا سعی نکرده سطحی از مسائل بگذرد بلکه با تامل و درنگ در مشکل بزرگ و درد و تنهایی یک انسان-رویا-با او همراه شده و اجازه ورود بیننده به دنیای تلخ روحی او را می دهد و تماشاگر همانند رویا این تلخی را حس می کند و می چشد و بدین صورت به شخصیت نزدیک میشود و با او همذات پنداری می کند.فیلم وارد اشک و آه نمی شود بلکه با مکث ها و نوع نگاه افشار و آرام حرف زدن و حرکات آرام بدن که شادابی و نشاطی در آن نیست ؛ سردی و افسردگی شخصیت رویا را بخوبی نمایش می دهد.

اذعان رویا به چشیدن طعم عشق نسبت به مردی دیگر در نزد علی خود تاوان کاری است که علی کرده هرچند ایندو قابل مقایسه نیست ؛یکی در خفا و دیگری آشکار بوده ؛یکی آگاهانه و دیگری ناخودآگاه بوده  و در نهایت اولی غیر اخلاقی و دومی پا را از اخلاق فراتر نگذاشته است.

رویا تابحال در زندگیش منفعل بوده و همچنانکه برای اولین بار پشت فرمان اتومبیل نریمان هول میشود ؛در زندگی نیز فرمان در دستش نبوده اما در پایان حتی اگر بخواهد با علی زندگی کند اینبار با حواس جمع و آگاهانه فرمان زندگی را در دست خواهد گرفت.نریمان بامزه است و دوست داشتنی اما  زیادی خودمانی شده ؛قاعدتا او باید نیمچه تحقیقی کند و درآنصورت متوجه میشود که رویا متاهل است و دلیلی ندارد که  آنقدر با او صمیمی شود که او را به کنسرت دعوت کند و حتی  نوع لباسش را از رویا بپرسد ,این شاید ضعف فیلمنامه است و بیشتر برای جذاب شدن رابطه ایندو در فیلم آمده تا منطبق بودن با واقعیت.معادی مفهوم حریم را بخوبی مطرح می کند ؛از همان ابتدا که نوع معماری خانه از شیشه تشکیل شده و  بقول نریمان همه چیز تا آخر معلوم است تا در دائما باز خانه و ورود آدمهای مختلف به خانه مسلما آنچنان حریمی باقی نمی گذارد و در نبود حریم این مشکلات هم پیش می آید.این از نکاتی است که رویا در تصمیم جدیدش بایستی لحاظ نماید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت 0:26  توسط مجتبی عبداللهی  |