سینماتوگراف

دلیجان از روی داستان کوتاه" دلیجانی بطرف لردزبرگ" نوشته ارنست هیکاکس ساخته شده است . این فیلم را اهل سینما اوج سینمای وسترن می دانند  .در واقع این فیلم بین ژانرفیلم جاده ای و وسترن طبقه بندی می شود . چرا که هم نشانه های سینمای وسترن از قبیل اسلحه کمری و اسب و صحرا و سیگار برگ و قمقمه آب و ...را دارد و هم وسیله نقلیه ای که با جند مسافر منزل به منزل می رود و در راه اتفاقاتی برایشان می افتد و تحولی حاصل می شود .

اصولا اینگونه فیلمها بر اساس "موقعیت "شکل می گیرند ,چند نفر در شرایطی خاص سرنوشتشان طوری رقم می خورد که در آن حال درونیاتشان را آشکار می کنند و با پیشروی داستان انس و الفتی میانشان بوجود می آید و تا حدی با محیط جدید و آدمهای جدید با وجود تفاوت هایشان ,  منطبق می شوند .فورد با قرار دادن چند شخصیت زن در فیلمنامه فضا را از ژانر وسترن که در آن نقش زنها کمرنگ است به سمت درام می برد .

    جذابیت دلیجان برای تماشاگر فیلم شاید در این است که هر کدام از مسافران آن , دنیای ذهنی خاص خودش را دارد و بواسطه همان تفکرات رنج این سفر و خطرات آنرا بجان خریده اند در حالیکه بغل دستی شان از آن آگاه نیست اما  تماشاگر از آن مطلع می شود و بتدریج بدرون شخصیتها رسوخ می کند . اتاقک دلیجان مکانی است که یک عده آدم برای رسیدن به اهداف گوناگون بطور موقت و باالاجبار باید زمانی مشخص را در کنار هم بگذرانند در حالیکه اگر این اجبار نبود شاید هیچگاه این تیپ افراد مختلف هیچوقت حوصله گذراندن ساعاتی را کنار هم نداشتند البته دکتر بون دائم الخمر و دالاس بد کاره در واقع هدفی ندارند و فقط می خواهند به جایی بروند که به آنها اجازه اقامت داده شود .لوسی مالوری همان زن حامله که خیلی هم پر افاده است و شاید هیچگاه هم تصور نمی کرد که به این جمع بخصوص به دکتر الکلی احتیاج پیدا کند , قصد رفتن نزد شوهرش در سواره نظام را دارد و آقای پیکاک فروشنده مشروبات الکلی تصمیم دارد به همسرش ملحق شود باک می خواهد به خانواده اش بپیوندد و مارشال کرلی در پی دستگیر کردن رینگو کید است . هتفیلد قمار باز هم از آن آدمهای بیکار و عجیب است که در هر جایی پیدا می شوند و کاری جز تایید لوسی ندارد .گیتوود  هم همان رییس بانک است که پولهای مردم را بالا کشیده و دارد فرار می کند.

شخصیتهای دلیجان پرداخته شده و ملموسند و براحتی می توان با آنها ارتباط برقرار کرد و اگر نه با همان شکل و شمایل بلکه با لباسهای مدرن تر می توان اکنون هم آنها را در اطراف دید . جالب اینکه حتی شخصیتهای منفی هم دوست داشتنی هستند  .ابتدا بنظر می رسد هیچکدام از اینکه با دیگران همسفر است رضایت خاطر ندارد اما شرایطی در طول سفر پیش می آید که آنها بهم احتیاج پیدا می کنند و بعد از برطرف شدن نیاز می شود گفت دیدگاه اولیه شان نسبت به هم دچار تغییر می شود نظیر لوسی که برای بدنیا آوردن نوزادش آنها می شود .

عامل پیوند دهنده و مشترک خانم دالاس و رینگو در واقع منفی بودن هر دو و مطرود بودن شان از جمع است . در توقفگاه اول این جمع متنوع و غیر همسان را می بینیم که با وجود غریبه بودنشان دور یک میز همانند اعضای یک خانواده گرد هم می آیند و کم کم احساس عاطفی بینشان شکل می گیرد .که این از وجه اجتماعی انسانهاست که بتدریج با محیط سازگاری می یابند . .اتفاقی که در توقفگاه دوم می افتد باعث گرم شدن روابط این جمع می شود و آن بدنیا آمدن نوزاد با کمک دکتر مست و دالاس است که تا پیش از این جمع روی خوشی به آنها نشان نمی داد . و اتفاق دوم خواستگاری رینگویی است که اصلا هدفش چیز دیگری بود از دالاس بدنامی که تصور سر و سامان گرفتن را هم نمی کرد.

     برخلاف فیلمهای دهه های گذشته که شخصیتها یا منفی بودند یا مثبت ,در دلیجان جان فورد سعی کرده این ذهنیت را تغییر دهد .آدمها گاه روی منفی خود را نشان می دهند و به فکر منافع خود می افتند و گاه در اثر شرایطی روی مثبتشان نمودار می شود همانند هتفیلد که یک قمار باز بدنام است ولی در مبارزه با سرخ پوستها با حمایت از لوسی کشته می شود و وجه انسانی خود را نشان می دهد.دکتر بون که آنهمه حرص خوردن مشروب داشت در پایان سفر متحول می شود و کمتر بدان می پردازد .نتیجه این سفر در پایان دگرگونی است که در اثر تجربه اندوزی در افراد رخ می دهد و این البته خاصیت سفر است .

 نماهایی که بصورت لانگ شات از بیابان گرفته می شود  سرنوشت نامعلوم آنها را در ورود به آن تداعی می کند . بعضی حرکات هم از نظر تصویری به کامل تر شدن شخصیت پردازیها کمک می کند نظیر غر زدنهای مداوم گیتوود یا دکتر بون که دائم از کیف بغل دستی اش بطری مشروب می دزدد .تقارن مشروب خوردن دکتر بون با قمقمه آب زنها هم جالب است . 

در انتهای فیلم در پسزمینه دور شدن رینگو و دالاس از شهر جان فوردحرف مورد نظرش را از زبان  دکتر بون بیان می کند:"خب,اونا از آزار تمدن رها شدند" .   

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 17:50  توسط مجتبی عبداللهی  |